گلستان سعدی باب سوم — در عشق و شور — حکایت 1 متن اصلی خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی. ای قناعت! توانگرم گردان که ورایِ تو هیچ نعمت نیست کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است هرکه را صبر نیست، حکمت نیست شرح و بازنویسی ساده متن از گلستان سعدی. باب دوم — در اخلاق درویشان — حکایت 48 باب سوم — در عشق و شور — حکایت 2
جستجوی سراسری Esc جستجوی سراسری سایت 📁 همه 📚 کتابها 📰 مجله 🏥 تجهیزات 🎧 صوتی و مانگا 🛠️ صفحات میانبرها 📚 فروشگاه کتاب 📰 مجله علمی 🏥 تجهیزات 🔐 ورود / ثبتنام 🛡️ بررسی اصالت جستجوهای اخیر پرطرفدار فیزیولوژی آزمون ترجمه تجهیزات آزمایشگاهی کتاب صوتی مانگا در حال جستجو…