گلستان سعدی باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 97 متن اصلی زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن. دونان نخورند و گوش دارند گویند امید به که خورده روزی بینی به کام دشمن زر مانده و خاکسار مرده شرح و بازنویسی ساده متن از گلستان سعدی. باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 96 باب هشتم — در آداب صحبت — حکایت 98
جستجوی سراسری Esc جستجوی سراسری سایت 📁 همه 📚 کتابها 📰 مجله 🏥 تجهیزات 🎧 صوتی و مانگا 🛠️ صفحات میانبرها 📚 فروشگاه کتاب 📰 مجله علمی 🏥 تجهیزات 🔐 ورود / ثبتنام 🛡️ بررسی اصالت جستجوهای اخیر پرطرفدار فیزیولوژی آزمون ترجمه تجهیزات آزمایشگاهی کتاب صوتی مانگا در حال جستجو…